|
فرهنـــــــگـــستان طـــــــالـــــقــان فرهنگی؛اجتماعی؛خبری
| ||
|
سامانه پیامکی فرهنگستان طالقان 30008940261060 نقشه توریستی طالقان مسیر رفتن به سد, سد طالقان, استان تهران نقشه … [ پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۸۹ ] [ 3:30 ] [ مسعود علی شیری ]
[ چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹ ] [ 15:29 ] [ مسعود علی شیری ]
📜 واژه شناسی روستای #حسنجون طالقان ادامه مطلب [ سه شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۵ ] [ 11:3 ] [ مسعود علی شیری ]
فرهیخته در رشته بیماریهای عفونی و گرمسیری 🔹نام کامل:فرهنگ بابا محمودی 🔹زادگاه: طالقان ۱۳۲۸خورشیدی ادامه مطلب [ پنجشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۵ ] [ 16:19 ] [ مسعود علی شیری ]
از داس تا کوپا به همت و تلاش جناب آقای محمد سوداگری 🍁داس 🍁سو سنگ 🍁لجه 🍁بند 🍁سرکوله 🍁لوک 🍁بندتو 🍁ریسمان 🍁کفه 🍁غیاثه 🍁چمبل 🍁کمانه 🍁کشی 🍁دست او 🍁دیمنه 🍁بار دبوستان 🍁بار انداز 🍁بکندن 🍁بشکتن 🍁بوکوشتن 🍁پیش انگتن 🍁پس کشین 🍁پی بار و پیش بار 🍁هاله کشی 🍁هالا بار 🍁میانچین یا میانبار 🍁دوشاخ ، چنگر یا چنگک 🍁کوپا 🍁داس: داس رو که همه میدونن چی هست بوسیله اون علف رو میچیدن 🍁سوسنگ یا سنگِسو: نوعی سنگ که خاصیت خورندگی داشت و بوسیله کشیدن روی تیغه داس باعث تیز شدن داس میشد. 🍁لجه: بعد از چیدن علوفه آنهارا در طول زمین پهن میکردند تا علوفه خشک و سبک و قابل حمل و نگهداری برای مدت طولانی باشد که به علوفه در این حالت لَجه گفته میشد. و روستائیان معمولا قبل از طلوع آفتاب و با استفاده از شبنم صبحگاهی و رطوبت نسبی اقدام به تبدیل لجه به بند مینمودند. 🍁بند: مقدار مشخص و متعارفی از علف های چیده شده و خشک شده را میگویند که بوسیله نخ یا ریسمانی از جنس علف مهار و بسته میشدند 🍁سرکوله: انتهای بالای بند اسبس با یک گره از خود علف گره زده شده. و چون گره محکمی است تمام بند علوفه تحت فشار اون محکم نگه داشته میشند. به اون میگند سرکوله. 🍁بندِتو: معمولا پس از خشک شدن علوفه نیاز به بستن آن میباشد و این کار در گذشته با استفاده از مقداری گیاه بلند که آنهارا به دو دسته تقسیم نموده و از انتها بهم متصل میکردند و با تاباندن خلاف جهت هر قسمت باعث پدیدار شدن ریسمانی محکم از جنس گیاه میشدند و بندها را با آن میبستند. 🍁لوک: همان بند علف است با این تفاوت که لوک بیشتر از گیاهان خودروی کوهی تشکیل شده است. 🍁ریسمان: طناب بلندی که یک طرف آن به حلقهای چوبی متصل است و طرف دیگر آزاد است 🍁کمانه: طنابی به طول حدودا ۲متر که از هر دو سو به حلقههای چوبی متصل بود. 🍁کشی، کفه و غیاثه: کشی ابزاری است جهت سفت نمودن بار بر روی چهارپایان که خود از سه قسمت « تنگ، غیاثه و کفه » تشکیل میشود تنگ به بخش پَهن کشی و غیاثه قسمت فلزی آن و کفه به قسمت تنظیم کننده میزان سفتی بار گفته میشد که عمدتا از چرم یا بصورت تسمه بوده 🍁 ادامه دارد ..... ادامه مطلب [ جمعه پنجم دی ۱۴۰۴ ] [ 7:48 ] [ مسعود علی شیری ]
🌹 ۱. اهمیت اقتصادی و معیشتی · منبع غذایی: گوشت گوسفند منبع اصلی پروتئین حیوانی و پنیر، شیر، ماست و دوغ آن از لبنیات اساسی در رژیم غذایی مردم منطقه بود. در جشنها، مراسم مهمانی و پذیرایی از مهمان، ذبح گوسفند یک رسم مهم به شمار میرفت. ۲. اهمیت در تولید صنایع دستی و ابزار · پشمچینی: پشم گوسفند پس از چیدن در بهار، ماده اولیه اصلی برای تولید پارچههای پشمی، به ویژه جاجیم و گلیم بود. زنان روستایی در مناطق البرز مانند طالقان، اشتهارد و نواحی عشایری به بافت این محصولات برای مصرف خانواده و فروش معروف بودند. ۳. شیوههای سنتی دامداری و کوچنشینی · عشایر و نیمهعشایر: بسیاری از ساکنان گذشته البرز، به ویژه در مناطق طالقان، ساوجبلاغ و کرج قدیم، به شیوه یلاق و قشلاق کوچ میکردند. آنها در بهار و تابستان گلههای خود را به ییلاقات خوش آب و هوای کوهستانهای البرز میبردند و در پاییز و زمستان به قشلاقات دشت اشتهارد یا مناطق گرمسیری جنوب استان کوچ میکردند. ۴. اهمیت فرهنگی و اجتماعی · جهیزیه و مهریه: در بسیاری از مناطق البرز، گوسفند بخشی از مهریه عروس یا جهیزیه بود و به عنوان سرمایهای برای شروع زندگی جدید به زوج جوان داده میشد. ۵. نژادهای بومی گوسفند در البرز اگرچه اطلاعات دقیق از نژادهای کاملاً بومی محدود است، اما به دلیل قرارگیری البرز در مسیر کوچ عشایر، نژادهای مختلفی در این منطقه پرورش مییافتند که احتمالاً شامل موارد زیر بودند: · نژاد مهربان: که بیشتر مربوط به همدان است ولی به دلیل مجاورت، ممکن است در غرب البرز نیز پرورش مییافت. نامگذاری و نگهداری گوسفند به شیوه سنتی در استان البرز،مانند بسیاری از نقاط ایران، ریشه در فرهنگ چادرنشینی و کوچنشینی ایلات و عشایر، همچنین زندگی روستایی دیرینه این منطقه دارد. البرز به دلیل دارا بودن مراتع ییلاقی در ارتفاعات و قشلاقی در دشتها، همیشه یکی از مناطق مهم پرورش دام بوده است. در ادامه به تفکیک به شیوههای سنتی نامگذاری و نگهداری میپردازیم: الف) نامگذاری سنتی گوسفندان در گذشته، دامداران از نامهای خاص وDescriptive (توصیفی) برای شناسایی و تمایز گوسفندان خود استفاده میکردند. این نامها معمولاً بر اساس چند اصل کلی انتخاب میشدند: 1. بر اساس جنسیت و سن: این رایجترین روش طبقهبندی بود. ادامه دارد ادامه مطلب [ چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 4:26 ] [ مسعود علی شیری ]
بنام خداوند متعال در زمان های گذشته در روستاها برنج کم بود، برای پختن برنج مقداری هم بلغور، یا همون بولغور به برنج اضافه میکردن هم کمکی برنج بود، هم سردی برنج رو از بین میبرد،برای همین مادران زحمتکش ما اول گندم را با غربال،یا غلبار پاک میکردند و بعد با تّبق پاک میکردند، بعد گندم را می شستند،و در دیگهای بزرگ روی آتش تنور یا اجاق چوبی که ما بهش کّلهِ میگفتیم می پختند بعد گندم پخته شده رو میریختند تو سبدهای چوبی بنام چّلک، آبش که میرفت می بردند روی پشت بامی که از قبل کاه گل و آماده کرده بودند پهن میکردند چند روز از صبح پهن بود تا شب، شبها جمع میکردند، و روی اونو با پارچه های بزرگ میپوشوندن، اینکارو تکرار میکردند تا گندم کاملا خشک بشه بعد میریختند توی کیسه های متقالی میذاشتند تا برای بلغور سویی، بلغور سویی هم هر شب خونه ی یکی از اهالی ده بود، که همه جوونا دختر و پسر جمع میشدند، اول یک رو فرشی بزرگ پهن میکردند، بعد روی آن آسیاب دستی که ما بهش دسیار میگفتیم و بعضی جاها میگن اّهرک، که شامل دو قطعه سنگ گرد بود یکی زیر قرار میگرفت و وسط آن یه سوراخ قرار داشت که یک چوب داخل آن جا داشت و سنگ بعدی روی آن قرار میگرفت که دو تا سوراخ داشت یکی در وسط دسیار دیگری در کنار، سوراخ وسطی قرار میگرفت روی چوب سنگ زیری سوراخ بعدی یک چوب دیگه داشت که با دست میگرفتیم و سنگ رویی رو میچرخوندیم، دو نفر دو نفر پای دسیار می نشستند با هم چوب کناری رو میگرفتند و میچرخوندن از سوراخ وسط هم گندم های پخته شده که خشک بودن و میریختند.گندمها بین دو سنگ قرار میگرفت و با چرخش سنگ رویی تبدیل به بلغور یا بولغور میشد آخر شب هم صاحبخانه برای گروه چای و شب چره یا شب چرز و پس شام می آورد و با شوخی و شادی کار تمام میشد هر کس میرفت خونه خودش تا شب بعد و خونه ی بعدی یادش بخیر اون ایام خوش و به یاد ماندنی ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ] [ 11:55 ] [ مسعود علی شیری ]
#داستان_کوتاه ادامه مطلب [ پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ 11:53 ] [ مسعود علی شیری ]
در گذشتههای دور، لباس داماد در استان البرز (که بخشی از منطقهی فرهنگی گستردهتر البرز مانند طالقان، ساوجبلاغ و کرج بوده) تحت تأثیر فرهنگ سنتی ایرانی، اقلیم کوهستانی و آداب و رسوم محلی قرار داشت. لباس داماد معمولاً نمادی از اصالت، احترام و گاه وضعیت اجتماعی خانواده بود. در اینجا به برخی ویژگیهای لباس داماد در گذشته اشاره میشود:
۱. لباس مردانۀ سنتی ایرانی دامادها معمولاً از پوشاک محلی مردانۀ ایرانی استفاده میکردند که شامل این موارد بود: - تنپوش (نوعی کت یا نیمتنه بلند)مانند «ارخالق» یا «چوخا» (نوعی پالتو بلند با دکمههای چوبی یا سردستی). - شلوار گشاد از جنس کتان یا پشم، گاه با طرحهای ساده. - کمربند پهن(معمولاً از جنس پارچه یا چرم) که گاه برای بستن شال یا نگه داشتن وسایل کوچک استفاده میشد.
۲. تأثیرپذیری از فرهنگ روستایی و عشایری در مناطق کوهپایهای البرز مانند طالقان یا ساوجبلاغ، دامادها ممکن بود لباسهای مشابه چوپانان یا کشاورزان بپوشند، اما با تزئینات خاص مراسم عروسی، مانند: - کلاه نمدی یا کلاه پوستی در فصل زمستان. - جورابهای پشمی دستباف با نقشهای سنتی.
۳. استفاده از شال و دستار در برخی مناطق، داماد شال بلند (مانند شال کرمانی یا شال سفید) به دور کمر یا روی شانه میبست که نشانۀ احترام و رسمیبودن مراسم بود.
۴. رنگها و تزئینات - رنگهای رایج شامل سفید (نماد پاکی)، مشکی(وقار) و آبی سیر یا سبز تیره بود. - گاهی سوزندوزیهای ساده روی یقه یا سرآستین دیده میشد.
۵. پاپوش (کفش) - گیوه(برای فصل گرما) یا چارق(نوعی کفش چرمی محکم برای زمستان).
۶. تأثیر مراسم مذهبی و باورها در برخی روستاها، داماد تکهای پارچه سبز (نماد امامان شیعه) یا دعانویسیشده به لباسش میدوختند برای دوری از چشمزخم.
تغییرات در دورۀ معاصر با ورود پارچههای شهرنشینی در دوران قاجار و پهلوی، لباس دامادها به تدریج به کت و شلوارهای رسمی یا پیراهنهای سفید با عبای محلی تغییر کرد. [ جمعه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ ] [ 8:24 ] [ مسعود علی شیری ]
عروسی قدیمیا،! ادامه مطلب [ سه شنبه هجدهم دی ۱۴۰۳ ] [ 18:50 ] [ مسعود علی شیری ]
|
||
| طراح قالب : بیاتو اسکین | Weblog Themes By : Bia2skin.ir | ||